بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  دوشنبه 5 آبان 1399
بروز شده: 5 آبان 1399
 
  کد خبر: 11475       تاریخ انتشار: 5 مهر 1399 - 8 صفرالخير 1442









 









 

تقریر درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی شیرازی ـ جلسه ششم


 
تقریر درس خارج فقه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظلّه
کتاب الحج (مبحث طواف/ احکام نماز طواف) سال تحصیلی 1442-43
جلسه ششم – 2 صفر الأحزان 1442 هـ


أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾
 
در جلسات گذشته بیان شد که: نماز طواف واجب باید پشت مقام ابراهیم علیه وعلی نبینا وآله الصلاة والسلام باشد.

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: ﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی؛ و [فرمان دادیم:‌] از مقام ابراهیم جایگاهی برای نماز انتخاب کنید﴾.

مرحوم صاحب جواهر و برخی دیگر از فقها به صورت تفصیلی به بحث پیرامون معنای ﴿مِنْ﴾ در این آیه شریفه پرداخته اند که بحث علمی و ادبی خوبی است، البته به نظر می رسد: بعد از آنکه در این مقام روایات صحیحه صریحه وارد شده که: نماز طواف واجب در حالت اختیار باید خلف مقام ابراهیم باشد ـ همچون روایتی که می فرماید: «واجعله إماما » ـ ، احتیاجی به این مباحث نباشد.

(امام) قرار دادن مقام، یعنی: ایستان پشت مقام، نه دو طرف چپ و راست یا جلوی آن ـ که مقام پشت سر مصلّی قرار بگیرد ـ ، که مقداری پیرامون آن در جلسات گذشته بحث شد.

صاحب شرائع می فرماید: «فإن منعه زحام صلی وراءه أو إلی أحد جانبیه؛ اگر شلوغی جمعیت مانع از طائف شد [از اینکه مباشرتا پشت مقام نماز بخواند]، مقداری دورتر [شده و] پشت مقام و یا در طرف راست یا چپ مقام نماز طواف را می خواند ».

به بیان دیگر: در زمان ضرورت ـ به جهت شلوغی یا غیر آن ـ که شخص طائف نمی تواند مباشرتاً پشت مقام ابراهیم نماز بخواند، از پشت مقام ابراهیم مقداری دورتر می شود و آنجا نماز طواف را به جا می آورد و یا در یکی از دو طرف راست یا چپ مقام ابراهیم به نماز می ایستد.

موافقان این کلام صاحب شرائع که فرموده: (صلی وراءه أو إلی أحد جانبیه) نادر است، زیرا از غالب فقهای متقدّم و متأخر دیده نشده که در این صورت قائل به تخییر شده باشند.

اگر گفته شود که: (او) برای ترتیب بیان شده نه تخییر.

می گوئیم: این توجیه خلاف ظاهر لفظ (او) است، ابن مالک ـ در الفیّه ـ می گوید:

خیّر أبح قسّم بأو وأبهم

واشکک وإضراب بها أیضا نمی‌

موضع شاهد در کلام او این فراز است: (خیّر أبح قسّم بأو؛ مخیّر، مباح و تقسیم کن به وسیله او).

حقیقت در (او) این است که در موارد متساوی الطرفین ـ که قبل و بعد متساوی هستند ـ به کار می رود، و اگر برای ترتیب آمد ـ به این معنی که: اگر مورد اول نشد نوبت مورد دوم برسد ـ مَجاز است.

پس وجه کلام صاحب شرائع (أو إلی أحد جانبیه) روشن نیست.

به هر حال، وظیفه ما رجوع به ادلّه و ملاحظه آن است ـ که برخی از آن در جلسه گذشته بیان شد ـ .

همچون: صحیحة الحسین بن عثمان، قال: رأیت أبا الحسن موسی علیه السلام یصلی رکعتی طواف الفریضة بحیال المقام قریبا من ظلال المسجد . وخبر الحسین بن عثمان، قال: رأیت أبا الحسن علیه السلام یصلی رکعتی الفریضة بحیال المقام قریبا من الظلال، لکثرة الناس .

در صحیحه حسین بن عثمان (بحیال المقام) آمده، و واضح است که: به دو طرف، حیال نمی گویند، بلکه متبادر از حیال ـ برای شخصی که ممارست در کتاب های لغت دارد ـ روبرو و مقابل است که در اینجا ـ به جهت روایات ـ روبرو مقصود نیست، پس اگر شخصی به جهت ضرورت ـ ناشی از شلوغی یا غیر آن ـ نمی تواند پشت مقام نماز بخواند، حیال مقام به نماز می ایستد.

به جهت تنظیر روایتی در زیارت امام حسین علیه السلام نقل می شود .

از امام صادق علیه الصلاة والسلام روایت شده است: «إذا أتیت قبر الحسین علیه السلام فأت الفرات، واغتسل بحیال قبره، وتوجه إلیه وعلیک السکینة والوقار حتی تدخل القبر...؛ هرگاه به قبر طاهر امام حسین علیه السلام رسیدی به فرات برو، مقابل قبر طاهر آن حضرت غسل کن، و با سکینه و وقار به سمت قبر طاهر سید الشهداء سلام الله علیه برو، تا به قبر طاهر آن حضرت برسی ».

در این روایت شریفه فرموده: (بحیال قبره)، یعنی: پشت قبر طاهر با فاصله، روبروی آن.

فرات پشت سر قبر طاهر سید الشهداء سلام الله علیه قرار دارد ـ یعنی: اگر کنار فرات بایستد فرات پشت سر و قبر مطهر روبروی شخص می شود ـ ، پس امر به غسل به حیال قبر طاهر، یعنی: آن قسمتی از فرات که مقابل قبر طاهر حضرت امام حسین علیه السلام است که بعد از غسل بتواند مستقیم به قبر طاهر حضرت برسد، نه آن قسمت از فرات که سمت راست یا چپ قبر مطهر است.

بنده سالها کربلا مشرّف بودم، اگر شخصی می خواست از قبر مطهر به سمت فرات برود، به سمت شمال باید می رفت، یعنی: پشت به قبر باید می کرد، تا به امروز هم همین طور است.

متبادر از لفظ (حیال)، حیال نزدیک است، پس اگر شخصی منزلش در مکه وراء مقام ابراهیم است نمی تواند در منزلش به عنوان اینکه (بحیال المقام) است نماز طواف را بخواند؛ نسبت به زیارت هم همینگونه است، پس اگر شخصی در منزل خودش که با قبر طاهر سید الشهداء علیه السلام و فرات فاصله دارد، رو کردن به قبر طاهر آن حضرت علیه السلام در زمان غسل کردن در حالی که در حیال با فاصله زیاد آن قرار دارد، ظاهرا از آن برداشت نمی شود و خلاف متبادر است.

در صحیحه حسین بن عثمان نیز (بحیال المقام) ـ به معنای: پشت مقام با فاصله، نه دو طرف مقام یا روبروی آن ـ آمده، و در روایت شیخ طوسی علت آن (لکثرة الناس) بیان شده است.

در تقریرات برخی از متأخرین آمده: حیال به معنای احد الجانبین است! که به دو جهت غریب است:

1ـ خلاف متبادر از حیال است.

زیرا (بحیال المقام) به معنای: پشت مقام با فاصله است، نه دو طرف مقام.

2ـ در کتب لغت نیز حیال به معنای احد الجانبین نیامده است.

در نتیجه: حتّی اگر دو طرف مقام هم خالی باشد، نماز طواف واجب را باید پشت مقام ابراهیم مباشرتاً ـ که خلف، یا وراء آن نامیده می شود ـ بخواند، و یا پشت مقام با فاصله ـ که حیال نام دارد ـ .

اگر گفته شود: مقصود از حیال روبروی مقام است، یعنی در نماز طواف جلوی مقام بایستد.

پاسخ داده می شود: اگرچه بلا اشکال، روبروی مقام ـ ما بین مقام و کعبه ـ را نیز حیال مقام می گویند، ولی در اینجا مسلم العدم است زیرا دلیل خاص می گوید: باید مقام را روبروی خود قرار داد.

و امّا تخییر و یا تعیین احد الجانبین در فرمایش صاحب شرائع دلیلی ندارد، و وجه آن روشن نیست.

اگر کسی بگوید: مقصود از (أحد جانبیه) ـ که در شرائع آمده بود، و کتاب های قبل از صاحب جواهر و کاشف اللثام آن را فقط از صاحب شرائع نقل کرده اند ـ (أحد جانبی الوراء) است، خلاف ظاهر بیان داشته، زیرا اگر پشت مقام در هر طرف ایستاد، به آن (وراء) می گویند نه (أحد جانبی الوراء).

به عبارت دیگر: اگر یک نفر دقیقا پشت مقام نماز می خواند، (وراء) بر آن صِدق می کند، و اگر چند نفر در یک صف کنار هم ـ در دو طرف پشت مقام ـ نماز می خوانند، (جانبَین) بر آن صِدق نمی کند، بلکه به آن هم (وراء) گفته می شود.

در این مقام دو روایت صحیح و یک روایت مرسل کالصحیح و یک روایت مرسل نقل می کنیم:

1ـ صحیح إبراهیم بن أبی محمود، قال: قلت للرضا علیه السلام: أصلی رکعتی طواف الفریضة خلف المقام حیث هو الساعة أو حیث کان علی عهد رسول الله صلی الله علیه وآله؟ قال: «حیث هو الساعة».

ابراهیم بن ابی محمود از امام رضا علیه السلام می پرسد: دو رکعت نماز طواف واجب را پشت مقام در موضعی که الآن قرار دارد بخوانم یا در موضعی که در زمان رسول صلّی الله علیه وآله بود؟ حضرت فرمودند: «در آن موضعی که الآن قرار دارد».

در پاسخ امام علیه السلام اشاره ای به لزوم خواندن نماز طواف پشت مقام نشده، ولی سائل در سوالش (خلف المقام) را مطرح کرده و حضرت تقریر فرمودند؛ پس نماز طواف باید پشت مقام باشد. بنابر این اگر نوبت به حیال رسید، خلف دور مقصود است.

در مباحث گذشته ـ در ذکر موضع مقام ـ بیان شد که: هنگامی که حضرت ابراهیم علیه وعلی نبیّنا وآله الصلاة والسلام قسمت های بالای کعبه را بنائی می کردند، بر روی سنگی می ایستادند، بعد از اتمام بنای کعبه مشرّفه توسّط آن حضرت، آن سنگ را بین باب کعبه و حجر الأسود قرار دادند، مشرکین مکه بعد از حضرت ابراهیم ـ به بهانه آنکه این مقام مزاحم طواف آنهاست ـ آن را به مکان فعلی جابجا کردند، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله بعد از بعثت، مقام را به همان مکان اول ـ چسبیده به کعبه ـ برگرداندند، بعد از رسول خدا صلّی الله علیه وآله برخی، مقام را به همان جائی که مشرکین قرار داده بودند برگرداندند.

2ـ صحیح معاویة بن عمار قال: قال أبو عبد الله علیه السلام: «إذا فرغت من طوافک فائت مقام إبراهیم علیه السلام فصل رکعتین واجعله إماما...» .

معاویه بن عمّار از امام صادق علیه السلام روایت می کند: «هرگاه از طواف [بیت الله الحرام] فارغ شدی نزد مقام ابراهیم علیه السلام رفته و آن را جلوی خودت قرار بده و دو رکعت نماز [طواف] بخوان».

(واجعله إماما) به این معناست که: مقام ابراهیم را پشت سرت قرارنده بلکه روبرویت قرار بده.

3ـ صحیح صفوان بن یحیی، عمن حدثه، عن أبی عبد الله علیه السلام ـ فی حدیث ـ ، قال: «لیس لأحد أن یصلی رکعتی طواف الفریضة إلا خلف المقام...» .

صفوان بن یحیی مرسلاً از امام صادق علیه السلام روایت می کند: «دو رکعت نماز طواف واجب را هیچ کس حق ندارد به جز پشت مقام ابراهیم [در مکانی دیگر] بخواند».

صفوان بن یحیی با آنکه این روایت را مرسلاً از امام صادق علیه السلام روایت کرده، ولی همانگونه که جماعتی گفته اند: احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، صفوان بن یحیی و ابن ابی عمیر ـ بنا بر اجماعی که شیخ طوسی نقل فرموده ـ : (لا یروون إلا عن ثقة)، و مراسیل ایشان هم در حکم صحاح است ، پس خدشه ای در سند این حدیث به جهت ارسال صفوان نیست.

در این روایت نیز خلف مقام به عنوان مکان نماز طواف بیان شده، نه جلوی مقام و (أحد جانبیه).

4ـ مرسل جمیل، عن بعض اصحابنا، عن أبی عبد الله علیه السلام، قال: «یصلی الرجل رکعتی طواف الفریضة خلف المقام... ».

جمیل مرسلاً از امام صادق علیه السلام روایت می کند: «طائف نماز طواف واجب را پشت مقام می خواند».

جمیل بن دراج ثقه است ولی ـ برخلاف بزنطی، صفوان و ابن ابی عمیر ـ در مورد ایشان نقل نشده که: (لا یروی الا عن ثقه) و اصحاب اجماع در رجال کشّی نیز بر این قاعده دلالت نمی کند، بنابر این سند روایت مرسله است، پس این روایت را در اینجا به عنوان مؤید ذکر می کنیم.

در این روایت نیز (خلف المقام) به عنوان نماز طواف بیان شده، که متبادر از آن: خلف مباشر، متصل و نزدیک است، و صِدق خلف عرفی است، بنابر این اگر چند نفر پشت مقام ایستاده اند و شخص پشت سر آنها می ایستد (خلف المقام) بر ایشان صِدق می کند، همچنین اگر دو یا سه صف پشت مقام ایستاده اند به آن (خلف المقام) می گویند، ولی اگر ـ مثلاً ـ 50 متر یا بیشتر عقب رفته به آن حیال می گویند نه خلف.

صاحب شرائع که می فرماید: «فإن منعه زحام صلی وراءه » ناظر به حالت ضرورت است، که به جهت ازدحام و شلوغی جمعیت امکان نماز خواندن پشت مقام را ندارد پس از مقام فاصله گرفته و عقب تر پشت آن نماز می خواند همانطور که در صحیحه حسین بن عثمان آمده بود.

و امّا این قسمت از فرمایش ایشان: (أو إلی أحد جانبیه)، بیان شد که: دلیل و وجه روشنی ندارد.

در حالت اختیار و غیر از موارد ضرورت (خلف المقام) باید خلف حقیقی باشد، ولی در صورت ضرورت، مراد از خلف: مقابل دو طرف یا اَمام است، که تعبیر حقیقی و متبادر از آن حیال می باشد و نظیر آن در روایت زیارت حضرت سید الشهداء علیه السلام گذشت.

بنده ـ از آن زمانی که کربلا مشرّف بودیم ـ در خاطرم دارم که: فاصله فرات با قبر مطهر در کربلای معلّی حدود یکصد و پنجاه متر بود؛ مثل این فاصله را حقیقتاً خلف نمی گویند بلکه به آن حیال ـ که در تقابل با اَمام و جانبَین خلف است و برای فاصله دور به کار می رود ـ می گویند.

مثال دیگر اینکه: اگر یک ماموم بدون آنکه صف هائی جلوی او باشد به فاصله 50 متری با امام جماعت پشت سر او بایستد، گرچه خلف امام جماعت ایستاده ولی بالمعنی الحقیقی به آن خلف نمی گویند.

بحث لزوم مراعات الاقرب فالاقرب، مسئله دیگری است که در اینجا مطرح می شود.

در روایت حسین بن عثمان گذشت که: حضرت کاظم علیه السلام نماز طواف فریضه را ـ به جهت ازدحام جمعیت ـ نزدیک سایبان های مسجد الحرام خواندند؛ مشهور فقها ـ برخلاف نادری از متاخرین ـ گفته اند: اگر شخصی به جهت ضرورت ـ همچون ازدحام ـ نمی تواند پشت مقام ابراهیم نماز بخواند، ولی می تواند پشت مقام با فاصله ـ مثلاً ـ 50 متری نماز بخواند نباید دورتر رفته و آنجا نماز بخواند، بلکه باید الأقرب فالأقرب نسبت به مقام حضرت ابراهیم را مراعات کند.

در تفسیر امام عسکری علیه السلام روایت شده: در زمان امام سجاد علیه السلام در یک سال چهار میلیون و نیم نفر (أربعة آلاف ألف وخمسمائة ألف) به حج رفتند ؛ اگر این افراد بخواهند طواف کنند و نماز طواف را نزد مقام ابراهیم بخوانند ایجاد زحام و شلوغی می کند و به راحتی نمی توان پشت مقام ابراهیم نماز خواند، ولی نماز خواندن پشت مقام ابراهیم با فاصله امکان دارد، پس وظیفه شخص در این صورت این است که با مراعات الأقرب فالأقرب به حیال مقام نماز طواف را به جا آورد.

اگر سؤال شود: با آنکه در روایات الأقرب فالأقرب نیامده بلکه حیال آمده، وجه کلام مشهور؟

وجه این کلام که بسیاری از فقها به آن تصریح کرده اند: قاعده میسور است. پس اگر برای طائف ممکن است باید مباشرتاً پشت مقام حضرت ابراهیم نماز طواف واجب را بخواند، اگر مقدور نبود، در همان امتداد پشت مقام نماز می خواند، و اگر ـ مثلاً ـ در فاصله بیست متری پشت مقام ممکن است نماز بخواند جایز نیست به فاصله دورتر ـ مثلاً ـ سی متری مقام رفته و در مسافتی که ضرورت نیست نماز طواف را بخواند، به جهت ادله قاعده میسور همچون: « المیسور لا یسقط بالمعسور »، و دیگر مرسلات این قاعده ، و به مقتضای: (الضرورات تبیح المحظورات )، و(الضرورات تقدّر بقدرها).

برخی از مخالفین قاعده میسور، بر کبری و صغرای این قاعده اشکال کرده اند.

امّا کبرای قاعده: اگرچه ـ جایگاه بحث تفصیلی از این قاعده در اصول فقه است ـ بحث تفصیلی آن در مباحث گذشته بیان شد، و ظاهراً مشهور فقها شهرةً عظیمةً به جز اندکی از ایشان ـ از زمان شیخ مفید و شیخ طوسی تا به امروز ـ در ابواب مختلف فقه ـ در مواردی که اصل مخالف این قاعده است اگر قاعده میسور اماره نباشد ـ طبق آن فتوی داده اند ـ البتّه بعضی از ایشان اشاره به این قاعده نکرده اند ـ .

با مراجعه به کتاب عروه نیز روشن می شود که غالب محشّین عروه قاعده میسور را پذیرفته اند.

و امّا اشکال در صغری: برخی گفته اند: اقربیت ـ در ما نحن فیه ـ اصلاً میسور نیست، اگر بناشد به جهت ضرورت ـ ناشی از ازدحام و کثرت جمعیت ـ نماز خواندن خلف مقام حضرت ابراهیم مباشرتاً برای شخص مقدور نباشد، فاصله ده متری و صد متری با مقام برای او یکسان است و حیال مقام ـ که در دلیل آمده بود ـ تمام فاصله های پشت مقام را شامل می شود، زیرا میسور در مواردی است که ذو اجزاء باشد و بر اتیان برخی از اجزاء میسور صدق کند، ولی در مورد بحث ما دو فرد مختلف است، و در روایت حضرت امام کاظم علیه السلام نیز بیان نشده بود که آن حضرت چه مقدار از مقام فاصله گرفتند.

در پاسخ گفته می شود: این اشکال قدری غرابت دارد، زیرا بعد از آنکه صغرای مسئله ای نزد متشرعه میسور باشد، کبرای قاعده میسور شامل آن می شود، و در این مسئله مورد بحث، روایات ـ در غیر مورد ضرورت ـ بیان داشته اند که: نماز طواف باید خلف مقام ابراهیم متّصل به آن خوانده شود، و دلیل دیگر می گوید: اگر نزدیک مقام مقدور نبود نماز طواف را (بحیال المقام) بخواند، حال اگر اتیان نماز طواف واجب در فاصله ای نزدیک تر به مقام ممکن است اگر از صغریات قاعده میسور باشد باید در فاصله دورتر نماز طواف را به جا نیاورد، که ظاهراً نزد متشرّعه این مسئله از صُغرَیات قاعده میسور به شمار می رود.

همانگونه که: هرگاه اتیان یک واجب معسور شد ولی میسور آن ممکن بود انجام مقدار میسور واجب است، مگر دلیل خاصّی در مسئله باشد، مثل اینکه: در رکوع نماز واجب است به قدری خم شد که دو دست به زانوها برسد ـ گرچه لازم نیست دست ها را روی زانو گذشت ـ بنابر قاعده میسور اگر نمی تواند به این مقدار خم شود ولی مقداری از آن را می تواند لازم است همان مقدار خم شده و رکوع کند، ولی دلیل خاصّ می گوید: اگر نمی تواند در رکوع کاملاً خم شود نیاز نیست مقداری منحنی شود بلکه ایماء می کند ـ سرش را پائین می انداز و یا چشمانش را غضّ یا غمض می کند ـ و همین کافی است.

در ما نحن فیه ـ در نماز طواف ـ در صورتی که ممکن نیست نماز طواف را خلف مقام ابراهیم خواند، دلیل خاص بر (حیال) دلالت می کند، پس به جهت قاعده میسور اگر اقرب ممکن باشد ابعد جایز نیست؛ البته مراعات الأقرب فالأقرب تا آن مقدار که ضرر و حرج نباشد واجب است.
 
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG