بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  شنبه 2 شهریور 1398
بروز شده: 2 شهریور 1398
 
  کد خبر: 3358       تاریخ انتشار: 7 آذر 1391 - 12 محرم الحرام 1434









 









 

حضرت آيت الله العظمي شيرازي:
دستگاه امام حسين عليه السلام مرز ميان بهشت و دوزخ است، با شعائر حسيني در نيفتيد + فايل تصويري


 
 

  
 
شامگاه يکشنبه، دهم ماه محرم الحرام 1434ق (5/9/91) انبوه سوگواران و عزاداران حضرت سيدالشهدا عليه السلام در بيت مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي حاج سيد صادق حسيني شيرازي مدظله العالي در شهر مقدس قم به سوگ نشسته و بر غربت و مظلوميت حضرت سيدالشهدا عليه السلام و فرزندان و اصحاب باوفايشان در محضر معظم له به عزاداري و سينه زني پرداختند.

سپس معظم له طبق سنوات گذشته به سخنراني پرداختند.

معظم له در ابتدا، مصيبت عظماي عاشورا را به محضر حضرت ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف و حاضران تسليت گفتند و به مناسبت، با استناد به تاريخ گذشته و تاريخ معاصر رهنمودهايي راهگشا ارائه فرمودند.

حضرت آيت الله العظمي شيرازي مدظله العالي در ابتدا از تمامي عزاداران حسيني که در کشورهاي اسلامي و غير اسلامي در اين روزها مراسم سوگواري برپا کرده اند و از هر خدمتي که در اين راه از دستشان برآمده فروگذار نکرده اند، قدرداني و برآورده شدن حاجت هاي دنيايي و آخرتي آنان را از درگاه حضرت احديت مسئلت نمودند و افزودند:

بحمدالله در بيش از 190 کشور از دويست کشور در سراسر جهان، برگزاري شعائر حسيني با تمام تنوع و گوناگوني اش ، آزاد است. اما در پاره اي کشورها براي اين نوع مراسم محدوديت و کارشکني وجود دارد . بنده براي افرادي که براي عزاداران حسيني اشکال تراشي و در راه آنان سنگ اندازي مي کنند دعا مي کنم و هدايتشان را از خداي متعال خواستارم تا کيفر کار خود را فقط در اين دنيا ببينند و از عذاب آخرتي رهايي يابند و با جبران کار خود، سر و کارشان با حضرت زهرا سلام الله عليها نيفتد. روشن باشد ظالماني که بر ظلم خود اصرار دارند مستحق دعا نبوده و نيستند و از کيفر آخرتي رهايي ندارند و بدانند که ظلم به عزاداران، ظلم به حضرت سيدالشهدا عليه السلام است و خدا سوگند ياد کرده است که از ستمکار نگذرد.

مرجع عاليقدر در ادامه فرمودند: خداي متعال درباره ي هر حرکتي که به گونه اي تعدي به ديگران به شمار مي رود از انسان سر زند او را بازخواست خواهد کرد، چنان که در روايت آمده است: «ليسئل العبد عن وضع ثوب أخيه بين إصبعيه؛ خداي متعال بنده خود را براي در ميان دو انگشت گرفتن جامه ي برادرش بازخواست مي نمايد» يعني: اينقدر حساب دقيق و بازخواست شديد است.

بنابراين دعا براي ظالمان، به ويژه کساني که نسبت به خاندان رسالت خصوصاً امام حسين عليه السلام ظلم کرده اند معنايي ندارد و نبايد براي آنها دعا کرد، چراکه بر پايه ي روايات صحيحي که در کتاب ارجمند کامل الزيارات آمده است، حضرات معصومين عليهم السلام آنان را لعن و نفرين کرده اند، لذا بر اساس وظيفه ي شرعي بايد آنان را نفرين کنيم و کيفرهاي سخت دو سرا را براي آنان بخواهيم تا مايه ي تسلي خاطر حضرت زهرا سلام الله عليها باشد.

حضرت آيت الله العظمي شيرازي مدظله العالي همگان، به ويژه جوانان را به مطالعه کتاب شريف کامل الزيارات سفارش و به اهميت روايات نقل شده در اين کتاب اشاره کرده و فرمودند: در اين کتاب روايتي نقل شده که از اختصاصات حضرت سيدالشهدا عليه السلام است و مانند آن درباره ي رسول خدا صلي الله عليه وآله، اميرمؤمنان عليه السلام، فاطمه ي زهرا سلام الله عليها و امام حسن عليه السلام که از ايشان برتر و همگي مظلوم بودند و کشته يا مسموم شدند، نيامده است.

بر اساس اين روايت، هنگامي که امام حسين عليه السلام شهيد شدند ابليس، بزرگ و رئيس همه ي شيطان ها که جمعيت چندين ميلياردي دارند به سراغ آنان رفت و به آنان سفارش کرد که مردم را نسبت به امام حسين و شعائر حسيني دچار شک و ترديد کنند.

مرجع عاليقدر با بيان اين که جوانان خود بايد در مورد روايت پيشين تحقيق و بررسي کنند، فرمودند:نوعي تشکيک براي عالمان و متخصصان است. البته وقتي از عالم سخن به ميان مي آيد بدان معنا نيست که هر عالمي درستکار و خوب است، زيرا عالم بودن يک مقوله است و خوب بودن مقوله اي ديگر. پس هرگاه علم و خوب بودن يکجا گرد آيد شيخ مفيد حاصل آن خواهد بود و زماني که علم و بد بودن با هم جمع شود، کساني مانند: شريح قاضي، ابوالعزاقر، شريعي، بلالي، هلالي، بلعم بن باعورا و ابن عربي چهره مي نمايند. از آن جا که عالم، درس خوانده و از دانش فراوان بهره مند است، احتمال لغزش و خطاي او بيشتر است و لذا در روايت آمده است که بدترين درکات جهنم و شديدترين عذاب ها براي عالم بد است.

معظم له افزودند: تشکيکي که از ابليس و ديگر شياطين جن و انس بيان شد، درباره اقامه ي شعائر مقدس حسيني که از فضايل بي شمار برخوردار است مي باشد، با اينکه بخشي از اين شعائر مستحب، پاره اي مستحب مؤکد، بخشي ديگر واجب کفايي و حد ديگرش واجب عيني است که در محدوده ي تخصصي فقها قرار دارد و تبيين مراتب استحباب يا وجوب آن بر عهده ي عالمان و فقهاء است.

سپس ايشان افزودند: اعمال خوب اعم از نماز، روزه، حج مستحب و حتي واجب، صدقه دادن، اطعام کردن، ساختن مسجد و ديگر کارهاي خوب از فضايل است، اما در طول تاريخ 1400ساله نسبت به هيچ يک از اعمال فوق ايجاد شک نکرده اند و با اين که نماز و همه ي اعمال خوب بايد از ريا پيراسته باشند، اما احدي قبل از نماز در مساجد يا هر عملي که اخلاص لازمه ي آن باشد اعلام نکرده است که نمازگزاران ريا نکنند يا در اين مورد بيانيه و کتابي چاپ نشده است.

عکس موارد فوق، در قضيه ي امام حسين عليه السلام بسيار و به صورت گسترده ايجاد شک مي شود و عباراتي همانند: اقامه ي شعائر حسيني و نخواندن نماز، شرکت در مجالس حسيني و قضا شدن نماز و صدها ايراد مانند آن بر زبان آورده مي شود. سؤالي در اين جا مطرح است که آيا از ميان افرادي که مسجد ساخته اند، حج رفته اند، صدقه داده اند و يا شب هاي قدر را احيا کرده اند هرگز نماز صبحشان قضا نشده است؟ حتماً چنين است، اما هيچ گاه چنين ايرادي مطرح نمي شود. وانگهي انسان نمازخوان هميشه نمازش را مي خواند و آن که نمي خواند نمازخوان نيست و کارش هيچ ربطي به اقامه ي شعائر ندارد. اين همان سفارش ابليس به همه ي شياطين است که بر دل ها و باورهاي ضعيف اثر مي گذارد. دستگاه امام حسين عليه السلام هميشه اينگونه بوده و هست و در واقع مرز ميان بهشت و دوزخ است.

مرجع عاليقدر افزودند: در طرف ديگر قاتلان و لشکريان قاتلان امام حسين عليه السلام قرار دارند که لعنت شده ي خدا و پيامبر و اولياي الهي هستند. به عنوان مثال ـ چنان که بسيار شنيده ايم و شنيده ايد ـ در چنين روزي و در ساعت هاي آخر آن، وقتي خيمه هاي امام حسين عليه السلام را به آتش کشيدند، شخصي پيش رفت تا پيراهن آتش گرفته ي دختر بچه اي از فرزندان امام حسين عليه السلام را خاموش کند. آن دردانه ي امام حسين عليه السلام هراسان و نگران از او شده و براي اطمينان خاطرش اين سؤال را کرد و فرمود: «ألنا أم علينا؟؛ آيا با ما هستي و مي خواهي کمک کني، يا با دشمنان هستي و مي خواهي انتقام بگيري» او در جواب گفت: «لا لکم ولا عليکم؛ نه با شما هستم و نه عليه شما».

سپس ايشان در ادامه سخنان خود فرمودند: هرگاه اين نکته را از واعظان شنيده ام، به قصد قربت او را لعن کرده ام، چراکه بي تفاوت بودن در جريان امام حسين عليه السلام لعن دارد، هرچند اين کار او خوب بوده، اما او و تمام کساني که در سپاه ابن سعد قرار داشتند به فرمايش قرآن کريم از ظالمان و مستحق لعن بوده و هستند، آن جا که مي فرمايد: «الا لعنة الله علي الظالمين؛ همانا که لعنت خدا بر ظالمان باد» حتي آن شخصي که گفت: نه تيري رها کرده ام، نه شمشيري زده ام.

معظم له در بيان ماجراي اين شخص فرمودند: او در آخر لشکر ابن سعد قرار گرفته بود، او شبي هراسان و نابينا از خواب برخاست و از سوزش چشم فرياد بر مي آورد. علت را که از او پرسيدند گفت: پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله را درخواب ديدم که به من فرمود: آيا تو در کربلا و لشکر ابن سعد بودي و سپس ميلي را در خون فرو کرده و به چشمانم کشيدند. گفتم: اي رسول خدا، نه تيري افکنده، نه شمشيري زده ام و در آخر لشکر ابن سعد قرار گرفته بودم.

حضرت فرمودند: «لقد کثرت السواد علي ابني الحسين؛ به تحقيق که تو سياهي لشکر را بر ضد فرزندم حسين فزوني بخشيدي».

اين امر از ويژگي هاي امام حسين عليه السلام است که حضور يک نفر در جمع سي هزار نفري موضوعيت دارد و دشمني با آن حضرت حساب مي شود و همگي شان به فرمايش قرآن و روايت اهل بيت عليهم السلام لعنت شده اند.

مرجع عاليقدر در بخشي ديگر از سخنان خود فرمودند: اين تشکيک ها و برخوردهايي که بر ضد دستگاه آن حضرت صورت گرفت و نمونه هاي فراواني دارد و هدف از آن جمع کردن دستگاه آن حضرت بود، نتيجه ي عکس داشت و اگرچه چند صباحي مردم را با محدوديت روبه رو کرد، ولي بعدها رشد و شکوفايي فوق العاده اي يافت که اگر از ميان تاريخ برآورده شود و به صورت کتابي درآيد دائرة المعارفي بزرگ در اين زمينه خواهد شد.

از تاريخ که بگذريم در همين روزگار ما نيز شاهدي بر اين ادعا داريم و براي همگان برملا شده است. به عنوان مثال مي توان از عزاي طويريج نام برد که در حدود چهل سال قبل در آن شرکت مي کردم، اين عزا از دروازه ي طويريج از نزد مرقد ابن حمزه يکي از فقهاي بزرگ شيعه ظهر عاشورا شروع شده و بعد از نماز ظهر و عصر به کربلا مي رسيد. شرکت کنندگان در اين مراسم بر سر و سينه زنان به سوي حرم امام حسين عليه السلام و از آن جا به سمت حرم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام و سپس به خيمه گاه منتهي مي شد، اين عزا از بدو شروع تا پايان آن که ما هم در آن شرکت مي کرديم از بيست دقيقه تا نيم ساعت بيشتر دوام نداشت و در ورودي صحن آن حضرت جمعيتي به عرض هشت نفر حرکت مي کردند و حداکثر برآوردي که از آن جمعيت مي شد پنجاه هزار نفر بود که بعضي آن را مبالغه مي دانستند.

صدام اين مراسم را منع نموده و شرکت کنندگان در آن و نيز ديگر مراسم عزاداري را سرکوب کرد، اما پس از سقوط وي مراسم يادشده با شکوه و جمعيتي چند ده برابر برگزار شد، به اين ترتيب که به جاي استفاده از يک ورودي حرم، از سه ورودي وارد مي شدند و بيش از دو ساعت طول مي کشيد و امسال حدود چهار ساعت طول کشيده است.

ايشان افزودند: اين همان اراده و مشيت تکويني الهي و وعده اي است که خداي متعال به رسول خود داده و رسول خدا آن را براي اهل بيت خود و از جمله حضرت زينب بيان فرموده و حضرت زينب براي تسليت و دلداري امام سجاد عليه السلام خطاب به آن حضرت مي گويند: «دشمنان مي کوشند پرچم عاشورا و عاشورائيان را به زير کشند، اما همچنان بالندگي مي گيرد».

معظم له خطاب به جوانان فرمودند: خوب است مطبوعات زمان پهلوي اول (سال هاي 1315 ـ 1320شمسي) را مطالعه و نکته هاي مرتبط با موضوع حضرت سيدالشهدا عليه السلام را از آن برگرفته، گردآوري کنيد و به صورت کتاب درآوريد که اين اقدام سبب آبرومندي شما در دنيا و آخرت است. بر پايه ي آن نوشته ها رضا پهلوي در ابتدا پيشاپيش دسته هاي عزاداري حرکت مي کرد و گل به پيشاني مي ماليد تا از اين رهگذر، مردم را بفريبد و چون قدرت را به کمک خارجي ها در دست گرفت، روضه خواني ها را منع کرد و روحانيون، عزاداران، صاحبان مجالس حسيني را به زندان و شکنجه مي سپرد و آنان را خلع لباس و جريمه مي نمود و اعلام مي کرد: اين امور خرافات است و من خرافه زدايي مي کنم.

تيره بخت، سخني را بر زبان آورد که براي دهان معاويه و دهان يزيد نيز بزرگ بود، چه رسد به دهان رضا پهلوي. اين سخن نيز از شبهه افکني هاي شيطان و ابليس، رئيس و بزرگِ شياطين است.

ايشان افزودند: در همان روزنامه ها آمده است: در تهران کمتر از پنجاه مجلس برگزار مي شد، اما بعد از پهلوي به حدود 4500 مجلس افزايش يافت. اين دگرگوني در واقع و به تمام معناي کلمه، تفسير همان سخني است که حضرت زينب عليهاالسلام براي امام سجاد عليه السلام درباره ي بالندگيِ نام و دستگاه حضرت سيدالشهدا عليه السلام بازگو کردند. با اين حال، با کمال تأسف افرادي با برخورداري از هوش خدادادي، اما در اين روايت تشکيک کرده اند.

سپس ايشان در ادامه سخنان خود فرمودند: يکي از فقيهانِ محقق و عالم معاصر مرحوم شيخ انصاري کتابي يک جلدي با موضوع صلاة نوشته که حاصل عمر علمي او بوده و به چاپ هم رسيده و مطالب زيبايي در آن آمده است که در نوشته خود از آن نيز استفاده هايي کردم. هميشه در اين فکر بودم که چه شده است که در صدها کتاب، از نوشته هاي شيخ انصاري استفاده شده، اما از اين کتاب هيچ مطلبي نقل نشده است. سرانجام پس از کندوکاو بسيار به مطلبي از او دست يافتم که طي آن، درباره ي يکي از شعائر حسيني نظر فقهيِ منفي داشته و براي بيان آن، مثالي زشت و نکوهيده بيان کرده و همين سبب انزوا و فراموش شدن او شده و در واقع مجازات الهي بوده است. از اين رو هرچه را که از او در کتاب هاي خود آورده بودم حذف کردم تا مبادا آن نکبت، کتاب مرا نيز بگيرد.

معظم له در ادامه افزودند: شايد او تعمدي در اين کار نداشته، اما مي توانسته مثالي بهتر بزند. بنابراين بايد از غفلت ها عبرت گرفت که خداي متعال مي فرمايد: «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» و نيز مي فرمايد: «لَقَدْ کَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ» پس اي صاحبان بصيرت عبرت بگيريد. به تحقيق که در داستان هاي آنان پند و عبرت است».

با توجه به اين آموزه ي الهي چنان رفتار کنيم که گرفتار نشويم. باز تأکيد مي کنم که شما روحانيون جوان و دانشگاهيان اين موارد تاريخي را گرد آوريد و بدانيد همين امر مايه ي نزديک شدن شما به مقام قُرب خداي متعال و مقام وجاهت نزد رسول خدا و اهل بيت عصمت و طهارت، به ويژه امام حسين عليه السلام و کارگشاي شما خواهد بود، نيز توجه داشته باشيد که آن فقيه معاصر شيخ و مرحوم شيخ هردو صاحب رساله بودند، اما حسيني بودن شيخ انصاري بر آن ديگري مي چربيد.

حضرت آيت الله العظمي حاج سيد صادق حسيني شيرازي مدظله العالي داستاني ديگر در همين معنا ذکر کرده و فرمودند: آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي حدود هفتاد سال قبل فوت کردند، اما پس از گذشت اين مدت طولاني از ذريه ي ايشان همچنان فقيه و مرجع تقليد هستند، چراکه حسيني بودند. در مقابل مراجعي بودند که مرجعيتي گسترده داشتند، ولي در کمتر از ده سال پس از فوت آنان، از يادها رفتند و نامشان به فراموشي سپرده شد و اين از آن جهت بود که نسبت به شعائر مقدس حسيني نظر منفي داشتند.

مسلماً نگرشي اين چنيني نسبت به امام حسين عليه السلام و شعائر حسيني ـ هرچند عمدي نباشد ـ ويرانگر و سوزاننده است و خداي متعال قضيه ي حضرت سيدالشهدا عليه السلام را با تکوين خاص و تشريع خاص گره زده و مرتبط ساخته است.

ايشان در پايان توفيق روز افزون خدمت همگان به دستگاه حضرت سيدالشهدا عليه السلام و شعائر مقدس حسيني را از خداي منان مسئلت کردند.
وصلي الله علي محمد وآله الطاهرين
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG