بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  شنبه 31 تیر 1396
بروز شده: 29 تیر 1396
 
  کد خبر: 5269       تاریخ انتشار: 24 اسفند 1395 - 15 جمادي الثاني 1438









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه دهم)


«برنامه ریزی راهبردی»
 
در روز پنج شنبه 10 جمادی الثانیه 1438ق (1395/12/19) جلسه دهم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اعضای دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی برنامه ریزی راهبردی پرداختند که به صورت چکیده به بخشی از بیانات ایشان اشاره می گردد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطاهرین ولعنة الله علی أعدائهم اجمعین إلی یوم الدین
 
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترینِ مردم آگاه گردانم * [آنان] کسانی‌ اند که کوشش شان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می ‌پندارند که کار خوب انجام می‌ دهند»(کهف/104و103).

ـ برای برنامه ریزی چند وجه قابل تصور است:

1) عملیاتی ناموفق و خنثی؛

2) پر هزینه و کاربر؛

3) شوک وارد کننده به تمام بخش ها؛

4) تباه کننده نیرو و منابع مالی و انسانی؛

5) غافل ساختن از ارزش ها و مسائل اخلاقی.

ـ سخن درباره برنامه ریزیِ راهبردی دربر دارنده ی پنج عنوان اساسی است:

1) معرفی؛

2) اهمیت و ارزش؛

3) ماهیت و حقیقت؛

4) نمونه های مشهور؛

5) تزلزل هولناک.

ـ عنوان نخست: تعریف؛ این عنوان در فهم حقیقت اهمیت بسزایی دارد. تعریف های زیادی درباره ی برنامه ریزی راهبردی ارائه شده است که مهم ترین آن عبارت است از:

یک: منش انسانی کار و فعالیت؛ منظور اتخاذ تصمیماتی است که در حال حاضر و در آینده اثرگذار باشد.

دو: همراه و همسان سازی بین آنچه مدّنظر است و آنچه فراهم می باشد.

سه: هماهنگی و فراهم ساختن و توجیه کردن و جهت دادن، که این مورد شامل فروع زیر است:

1) منابع 2) نیرو و توانمندی 3) نیروی انسانی برای تحقق بخشیدن به:

الف) اهداف از پیش تعیین شده؛

ب) مدت زمان معین و مشخص داشتن.

چهار: اندیشه ی قبل از عملیاتی کردن برنامه.

پنج: تلاش منظم و هماهنگ شده در ذهن، که تحقق بخشیدن به بیشترین سود با کمترین هزینه را در تمام عرصه ها، بخش و واحدها دنبال کند.

شش: عدم اکتفا به یک گام، بلکه باید چندین گام برداشت.

ـ عنوان دوم: اهمیت و ارزش کار؛ در این خصوص چند مطلب قابل تأمل است:

1) کار و فعالیتِ بدون برنامه که به گونه ای بازی، بیهوده کاری، اتلاف مال و وقت و نیرو و امکانات، بلکه از بین بردن همه چیز است. روشن باشد تعریف بازی، این است که هر کاری که به انگیزه ی خود آن کار انجام شود و تلاش های مصروف در آن راه در چارچوب برنامه ای آینده نگر نباشد به یکی از مصادیق بازی و بیهوده گرایی بدل می شود.

2) کار بدون برنامه، زندگی کردن در کنار اتفاقات و بخت و اقبال و شانس می باشد.

3) برنامه ریزی، نخستین و گرامی ترین عناصر مدیریت است.

4) در بیشتر کشورهای جهان برای برنامه ریزی وزارت خانه و بودجه ی سنگین تعیین و تصویب می کنند و چنین وزارت خانه ای در شمار مهم ترین وزارت خانه های کلیدی کشور قرار می گیرد.

ـ عنوان سوم: ماهیت و حقیقت برنامه ریزی؛ که از کنار هم آمدن چند اصل صورت می پذیرد از جمله:

1) مشخص و معین کردن اهداف مورد نظر؛

2) ترسیم نقشه ی راه برای رسیدن به هدف؛

3) مشخص کردن ابزار رسیدن به هدف؛

4) در نظر گرفتن موانع و رخدادهایی که ممکن است راه رسیدن به مقصود را ناهموار یا مسدود کند؛

5) تعیین برنامه های جایگزین و راه های تعامل با شرایط غیر منتظره و فوق العاده؛

6) تحقق بخشیدن به دستاورد بیشتر با هزینه و زیان های کمتر؛

7) هماهنگی و انسجام میان اهداف؛

8) شفافیت برنامه برای مجموعه ی دست اندرکار و اعضای مؤسسه و سازمان؛

9) واقع گرایی و واقع نگری در اهدافی که مدّ نظر است و این که تحقق آن امکان پذیر باشد؛

10) اهداف، مشروعیت داشته باشد، به گونه ای که با اصول، ارزش ها و آرمان ها متناسب باشد.

ـ عنوان چهارم: نمونه های شناخته شده و مشهور؛ که در پنج مورد بیان می شود:

1) سوات؛

2) فایفر؛

3) راه های سنجش ادای مسئولیت (PMSP)؛

4) راهکارهای مشخص کردن اهداف (MOB)؛

5) راه های مشخص کردن مسیر و در نظر گرفتن و مقایسه ی احتمالات.

ـ نمونه نخست: برنامه ریزی به روش «سوات» است که نمونه ای قدیمی است و دانشگاه هاروارد در سال 1942 میلادی آن را اختراع کرده است. این مورد در حقیقت عنصر برنامه ریزی نیست، بلکه عنصری تحلیلی است، در عین حال و به طور مطلق مشهورترین نمونه های برنامه ریزیِ راهبردی است که حدود 90 درصد برنامه ریزی های راهبردی جهانی بر مبنای آن پی ریزی می شود، ولی به اعتراف کارشناسان برنامه ریزی 70 درصد ناکارآمد است.

ـ گام های این طرح راهبردی بر چهار عنصر زیر استوار است:

1) نقاط قوت؛

2) نقاط ضعف؛

3) فرصت های به دست آمده؛

4) خطرات و تهدیدهای احتمالی.

ـ تحول و تبدیل این عناصر چهارگانه به اهداف، «برنامه ریزی اشتغالی» را تشکیل می دهد، یعنی نقاط قوت و علاج نقاط ضعف و بهره وری از فرصت ها را به هدف تبدیل نماید.

ـ نمونه دوم: برنامه ریزی «فایفر» است و ارمغان بزرگ ترین کارشناسان اداره ی برنامه ریزی است. او تألیفات فراوانی در زمینه ی مدیریت دارد که مشهورترین آنها «برنامه ریزی راهبردی عملی» است.

ـ این مورد بر ده گام اساسی استوار است که به شرح زیر بیان می شود:

1) تشکیل تیم برنامه ریزی که شامل افراد زیر است:

الف) رئیس تیم، متخصص در برنامه ریزی؛

ب) متخصص مسائل کاری؛

ج) متخصص در امور مالی، یعنی مدیریت بودجه، کمک ها و هدایا؛

د) متخصص در نظارت و فروش؛

هـ) متخصص در مدیریت منابع انسانیِ شاغل و توانمندی و تمایلات آنان؛

و) متخصص در فناوری.

2) مشخص کردن ارزش ها و اصول اساسی و فرعی، مانند: شفافیت و کیفیت.

3) دیدگاه است و این تصور ذهنی از آینده ی مؤسسه و سازمان است.

4) رسالت است که در دو مقوله خلاصه می شود: الف) ما کیستیم؟ ب) در پی چه هستیم؟ که این، عنوانی است برای مجرد فخر فروشی و آبروداری و کسب وجاهت.

5) معین کردن عرصه ی کار و فعالیت که شامل: الف) خدمات؛ ب) تولیدات می باشد.

6) مشخص کردن واحدهای فعالیت در مؤسسه است که بخش های مستقل هستند و امکان استقلال برایشان فراهم است.

7) مشخص کردن هدفِ کوتاه برای هر بخش و هر عرصه ای است.

8) تحلیل خلأها و شکاف ها و مقایسه و مقارنه ی شرایط فعلی با اهداف ترسیم شده است.

9) اجرای برنامه ها و تحقیق و جستجو برای یافتن هر آنچه به مقوله ی اجرا بستگی دارد. مانند: تعیین رهبری و مدیر و شرح برنامه برای اعضای بخش ها و واحدها.

10) عناصر به اهداف تبدیل شوند، چنان که سابقاً بیان شد.

ـ نمونه سوم: راه های مقایسه ی فعالیت است، یعنی مقارنه ی ایفای نقش مؤسسه با سایر مؤسسه ها از نظر دستاورد و سودآوری یا زیان دهی، نه آن که تاریخ مؤسسه با دیگر مؤسسه ها مدّ نظر قرار گیرد.

ـ نمونه چهارم: راهکارهای مشخص کردن اهداف؛ راه های مشخص کردن گام های مرتبط با این بخش، چهار مورد اساسی است:

1) آمادگی و آماده سازی؛

2) تصمیم گیری؛

3) عمومی سازی اطلاع رسانی در سطح مدیریت و مراتب پایین تر؛

4) چیرگی و اقتدار.

ـ نمونه پنجم: راه های مشخص و معین کردن میسر است، بدین معنا که ترسیم راه، درختی با شاخه هایی برآمده و گوناگون از احتمالات پیش روی فعالیت و کار می باشد که راه را می بندد (احتمالات اساسی و فرعی) و مهار کردن نسبت حوادث.

ـ عنوان پنجم: لغزش ویرانگر و نابودکننده: برنامه ریزی راهبردی به لحاظ اهمیت موضوعی، آثار، نیرو و بودجه ی سنگین که هزینه آن می شود باید فوق العاده اثرگذار و پر بازده باشد، ولی کارشناسان مدیریت یکصدا و هماره از اهمیت برنامه ریزی راهبردی کاسته و برآنند که این مقوله فقط ابزار است و در مرحله ی عملیاتی شدن نقش بسیار ناچیزی دارد و در بهترین و خوش بینانه ترین فرض ها و تفسیرها این نسبت فقط 30 درصد است. آنان تصریح می کنند که در برنامه ریزی «سوات» حدود 90 درصد برنامه ریزی ها نوشته شده در جهان را تشکیل می دهد، اما تا 70 درصد ناکارآمد است و از باب مبالغه های ارائه شده درباره ی اثرگذاری آن، آمار صد هزار درصد و حتی یک میلیون درصد برای تأثیر برنامه ریزی سوات ذکر کرده اند که در واقع چنین اظهارات و شعارهایی از سبک مغزی، توهم زدگی و دستخوش احساسات بودن آن افراد حکایت دارد.

ـ نظر من این است که در تمام بحث ها و مطالعات مرتبط به «برنامه ریزی راهبردی» سه مقوله هیچ جایگاه و نشانی ندارد:

1) اصول و ارزش های معنوی؛

2) اخلاقیات؛

3) انسان و انسان سازی.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG