بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  یک‌شنبه 4 تیر 1396
بروز شده: 4 تیر 1396
 
  کد خبر: 5362       تاریخ انتشار: 23 فروردین 1396 - 14 رجب 1438









 









 

سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی (جلسه دوازدهم)


«آستانه ی درک و فهم فاجعه ی بزرگ عصر حاضر»
 
در روز پنج شنبه 8 ماه رجب 1438ق (1396/1/17) جلسه دوازدهم از سلسله جلسات علمی ـ فکری حجت الاسلام والمسلمین سید حسین شیرازی با حضور علما، فضلا و اعضای دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله برگزار شد.
 
در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین شیرازی به مباحثی در زمینه ی «آستانه ی درک و فهم فاجعه ی بزرگ عصر حاضر» پرداختند که به صورت چکیده به بخشی از بیانات ایشان اشاره می گردد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وعترته الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم إلی یوم الدین
 
خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا * قَالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا * وَکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا؛ موسی به او گفت: آیا تو را به شرط اینکه از بینشی که آموخته شده‌ ای به من یاد دهی پیروی کنم؟ * گفت: تو هرگز نمی‌ توانی همپای من صبر کنی * و چگونه می‌ توانی بر چیزی که به شناخت آن احاطه نداری صبر کنی؟»(کهف/66ـ68).

همچنین در آیات پایانی سوره ی مبارکه ی شعرا می فرماید: «وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ * أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ * وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ؛ و شاعران را گمراهان پیروی می کنند * آیا ندیده‌ ای که آنان در هر وادی ای سرگردانند * و آنانند که چیزهایی می‌ گویند که انجام نمی‌ دهند * مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌ اند یاری خواسته‌ اند و کسانی که ستم کرده‌ اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت»(شعراء/224ـ227).

حضرت امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: «أیها الناس اعلموا أنّه انما هلک الذین من قبلکم بالتکلف، فلا یتکلف أحدکم فی دین الله مالا یعلم، فانه انما یعذر علی الخطأ یوم القیامة ان أجهدت رأیک؛ ای مردم، بدانید پیشینیان شما بر اثر تکلف (تظاهر به دانستن) هلاک شدند، پس مبادا کسی از شما خود را در دین خدا به تکلیف اندازد، چراکه در قیامت در صورتی خطای تو معذور (بخشوده) خواهد بود که [برای دانستن و کشف حکم] خود را [در دنیا] به کوشش و تلاش وا داشته باشی».

نیز آن حضرت فرموده اند: «ابغض الخلائق الی الله رجلان: (الجانی والفریسة) رجل قمش جهلاً موضعٌ فی جُهّال الامّة غادٍ فی اغباش الفتنة، عمٍ (أی أعمی) بما فی عقد الهُدنة، قد سمّاه أشباه الرجال عالماً ولیس به، فاستکثر من جمع ما قلّ منه خیر مما کثر، حتی اذا إرتوی من آجن وأکثر من غیر طائل، جلس بین الناس قاضیاً ضامناً لتخلیص ما التبس علی غیره، وان نزل به احدی المبهمات هیأ لها حشواً رثاً من رأیه ثم قطع به، فهو من لبس الشبهات فی مثل نسج العنکبوت، جاهلٌ خبّاط جهلات، غاش (مخادع) رکاب عشوات، لم یعضَّ علی العلم بضرسٍ قاطع یذری الروایات إذراء الریحِ الهشیم، یصرخ من جور قضائه الدماء، وتعجُّ منه المواریث، الی الله اشکو من معشر یعیشون جهّالاً ویموتون ضلاّلاً...؛ مبغوض ترین افراد نزد خدای متعال دو کس هستند:

ـ مرد جهل اندوزی که در میان جاهلان امت برای خود جایگاه پدید آورده و در تاریکی های فتنه در رفت و آمد است، نسبت به پیمان آرامش نابیناست. مردنمایان او را عالم می دانند، حال آن که چنین نیست و از علم بهره ای ندارد. او امور نکوهیده و بی ارزش می اندوزد که اندک آن از فراوانش بهتر است و چون از آب راکد ناخالص و ناسالم سیراب گردد و مطالب بی ارزش اندوزد، در میان مردم فرمانروایی کند تا [به زعم خود و زعم جاهلان] مردم را از شبهات و ابهامات وارهاند. اگر با یک ابهام مواجه شود بی محتوا پاسخی برای آن تدارک می بیند، سپس آن را قطعی می داند، حال آن که این رفتارش قرار دادن و پوشاندنِ شبهات در تارهای [سست و ناپایای] عنکبوت می ماند.

ـ نادانی است که نادانی ها را در هم می آمیزد و فریبکاری است که بر موج تاریکی ها و بیراهه ها سوار می شود. به چیزی علم قطعی ندارد اما روایات را چنان خرد و تباه می کند که تندباد با ذرات و خرده های کاه کند. خون ها از احکام او به فریاد می آیند و میراث از وی به فغان در می آیند. از جماعتی که در جهل زندگی می کنند و گمراه می میرند به خدا شکایت می برم».

همین طور فرموده اند: «أو لیس عجباً ان معاویة یدعوا الجفات الطغام الی غیر معونة ولا عطاء فیتبعونه، وانا ادعوکم الی المعونة وطائفة من العطاء وانتم تریکة الاسلام وبقیة الناس فتختلفون علی وتتفرقون عنّی؛ آیا شگفت نیست که معاویه فرومایگان را بدون پاداش و مزد فرا می خوانند و آن ها از او پیروی می کنند و من شما را که خلاصه ی اسلام و مردم [مسلمان] هستید در ازای کمک و عطای خود به یاری می خوانم درباره ی من دچار اختلاف شده و از گرد من پراکنده می شوید؟».

ـ از امور بدیهی که از صدها سال قبل در علم اصول مطرح بوده، چندان که علمای علم اصول آن را از مسلّمات دانسته و غیر قابل مناقشه و خط قرمز شده اند این است که: «نقش و شأن عقل محدود به ادراک است و به هیچ وجه در حکم نقشی ندارد. و این که در تمام موارد حکم را به عقل نسبت می دهند، آن جا که می گویند: «کلما حکم به العقل...؛ هر چه را که عقل حکم کند...» تعبیری است از باب تسامح و مجازی می باشد»(1).

ـ روانشناسان می گویند: «مشهورترین آفت های عقل، آفت پایگاه سازی است». حاصل این سخن آن است که عقل در فراغت، به دنبال اطلاعات نیست و همانا عقل در آستانه ی ادراک توقف نمی کند، بلکه به مراحل متعدد و بسیار دور می رود و سیر می کند.

ـ به محض این که عقل چیزی را درک کند، هر چیزی را که همان لحظه به ذهن برسد به کار می بندد و از آن به عنوان یک پایگاه و مبنا بهره جسته، سپس به ساختن و پرداختن مشغول می شود.

ـ در کنار این آفت بزرگ آفت دیگری است و آن آفت پایگاه سازی است که به مردم و کسانی ارتباط دارند تا با یافتن طعمه، استدلال های خود را برای آن ها پایگاه بخشند و نهادینه کنند و زمانی این امر تحقق می یابد که مردم به آن پاسخ مثبت و تن دهند.

ـ مصیبت و فاجعه ی بزرگ در این مقام این است که «دو طایفه (جانی و قربانی) که گرفتار آفت پایگاه سازی شده و طعمه های آنان نیز به این دام تن می دهند» به افراد سست عنصرِ ساده اندیشِ خوش باورِ سبک مغز محدود نمی شوند، بلکه نوابغ جامعه هماره برای افتادن در چنین دام های نابود کننده اصرار دارند و بر این باور هستند که نابغه بودن آنان را برای فرورفتن در چنین گردابی و در نوردیدن هر دره و مغاکی شایسته و توانمند می کند.

ـ همگی ما این آمادگی بی حد و مرز و نامحدود را داریم که قربانیان این پایگاه سازی یا پایگاه ساز باشیم، یا تن دادن و پیروی از آن و بزرگ ترین استعداد و آمادگی انسان این است که خود را در دام پایگاه سازی در افکند.

ـ [عقل و ادراک] واژه ای است در فرهنگ لغت ها که بیشترین ظلم، سوء استفاده و بی توجهی و نقض درباره ی آن اعمال و روا داشته می شود و در زندگی به ناحق مورد ستم قرار می گیرد و بیشترین رفتاری که انسان در زندگی در پیش می گیرد، نادیده گرفتن آستانه ی درک و ادراک است.

ـ ادراک ابزار و وسیله ای است که با آن «داده های حسی جهان خارج را به فعلیت در می آورند». بنابراین انسان پس از درک «غیر ارادی» جهان اطراف خود، به صورت «ارادی» و با تلاش، به استنباط آن پرداخته و ادراک به فرایند «بدون مرزِ خلاق» بدل می شود و هماره انسان می کوشد «پسا ادراک» را محرز کند و آن «کشف چگونگی آفرینش اموری است که درک می کند».

ـ حتی اموری که انسان به عنوان «اسرار پنهان و مبهم» درک می کند سخت است که در آن توقف کند و آن را نادیده نگیرد و نقض نکند و با این رفتار بر شدت، پیچیدگی و نهفتگی این امور می افزاید.

ـ برای اموری که عقلاً مفهوم نیست و یافتن تفسیری برای آن ممکن نمی باشد انسان می کوشید برای آن شکلی بیافریند یا تفسیری بیابد، از این رو از قیاس همه جانبه حق در ذات خدای سبحان نمی تواند دوری گزیند.

امیرمؤمنان علیه السلام در این معنا می فرمایند: «من تفکر فی ذات الله تزندق؛ هرکس در ذات خدا بیندیشد راه زندقه را در پیش گرفته است».

از این رو انسان قرار و آرام ندارد تا این که هر نادانسته را به بازی گیرد و صورت و شکلی برای آن ترسیم کند.

ـ انسان در پنج مرحله آستانه ی ادراک حسی را در می نوردد:

1. ارزش گزاری داده ها؛

2. پنهان کردن صورت مسأله؛

3. تلفیق و پردازش داده های ادراک شونده با داده های دیگر یا قواعد دیگری که در زمان سابق اندوخته شده است؛

4. تشویق و ترغیب نفس؛

5. فعال سازی عضله ها و حرکت بدنی.

ـ در حکایات و ماجراهای ایسوب (لقمان حکیم) آمده است: «الهه ی بزرگ یونانی ها اعلام کرد که می خواهد برای پرندگان پادشاه تعیین کند و روزی را مشخص کرد که تمام پرندگان در حضور او گرد آیند تا زیباترین شان را به عنوان پادشاه برگزیند و مأموریت سلطنت بر پرندگان را به او بسپارد. در پی این فراخوان هریک بر آن شدند تا به گونه ای خود را آراسته کند و از دیگر پرندگان زیباتر شود. به این منظور در کنار رود جمع شدند و شستشو را آغاز کردند تا آراسته شوند و جلوه گری کنند. در میان پرندگان کلاغ نیز حضور داشت و از آن جا که مطمئن بود با شکل و شمایلی که دارد احتمال انتخابش به شدت ضعیف و حتی ناممکن است، به انتظار نشست و وقتی پرندگان کار شستشو و نظافت خود را تمام کردند و رفتند، سر فرصت پرهای برجا مانده از پرندگان را برداشته و به خود می چسباند و در نتیجه باشکوه تر از هر پرنده ای شد.

در روز موعود پرندگان به حضور الهه ی بزرگ رسیدند و پس از مانور و رژه ی پرندگان، نزدیک بود که کلاغ انتخاب شود، اما دیگر پرندگان به او یورش برده، و تمام پرهایی را که به خود چسبانده بود کندند و همان کلاغ بد نما و سیاه شد.

ـ سخن پایانی: در دعای عرفه ی امام حسین علیه السلام این بخش ناب و بی مانند آمده است که فرموده اند: «الهی أنا الجاهل فی علمی، فکیف لا أکون جهولاً فی جهلی؛ بارخدایا، من در دانشم جاهلم، پس چگونه در جهل و نادانی ام جاهل نباشم».

اگر انسان این صفت را درباره ی خود به طور حقیقی و قلبی تصدیق کند و بپذیرد به طور کامل از لغزیدن روزمره به پرتگاه های بی نهایت در امان خواهد بود؛ همان لغزشی که می تواند اصول و ارزش ها را تحریف کند و بر ضد مکارم و والایی های اخلاق و تمام دستاوردها و اهداف فکری حاکم گردد.

ـــــــــــــــــــــــــ
1. نک: مفاتیح الاصول سید محمد مجاهد طباطبایی (استاد شیخ انصاری، متوفای 1242ق)؛ میرزای نائینی، اجود التقریرات، ج2، ص172؛ خوئی، مصباح الاصول، ج2، ص26؛ و تبریزی، مسائل فی الاصول، ج4، ص71.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG