بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  جمعه 30 فروردین 1398
بروز شده: 29 فروردین 1398
 
  کد خبر: 8024       تاریخ انتشار: 28 آذر 1397 - 11 ربيع الثاني 1440









 









 

حضرت آیت الله العظمی شیرازی در دیدار میهمانان بحرینی:
شکوه و بزرگی، رهاورد تلاش، تحمل مشکلات و بی اعتنایی به آزار بدخواهان است


در شامگاه روز یکشنبه هشتم ماه ربیع الثانی 1440ق (1397/9/25) یکی از روحانیان بحرینی و یکی از روزنامه نگاران بحرینی ساکن لندن با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در شهر مقدس قم دیدار کردند و مورد استقبال ایشان قرار گرفتند.

آن گاه معظم له در گفتگو با میهمانان خود فرمودند: انسان از نیروی بسیار بالایی برخوردار است که باید این نیروی شگرف خود را فعال کند و به مرحله فعلیت درآورد. باید توجه داشت افراد بزرگ، بزرگ به دنیا نیامده، بلکه همانند دیگر انسان ها زاده می شوند و خود شکوه و بزرگی و عظمت برای خویش به وجود می آورند.

ایشان در تبیین مطلب فرمودند: اساس و سنگ بنای موفقیت و بزرگی در دو «نه» و یک «آری» یعنی: «نه» به نومیدی، «نه» به سرگردانی و حیرت و «آری» در رویارویی با مشکلات و نگریختن از آن است.

مرجع عالیقدر در ادامه گفتند: مایکل هارت، مسیحی غربی کتابی دارد تحت عنوان «مئة الأوائل؛ یکصد نفر برتر» و من حدود چهل سال قبل آن را خوانده ام. او نام یکصد تن از شخصیت های تاریخ از قبیل مکتشفان، مخترعان، پیامبران، اصلاحگران و جز آنان را از پیروان ادیان گوناگون در کتاب خود یاد کرده و چندین صفحه از کتاب خود را به بیان تاریخ و شرح حال ایشان اختصاص داده است. او از جمله کسانی که نام برده، از مولایمان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله یاد کرده و ایشان را در مرتبه قبل از حضرت عیسی علیه السلام آورده است.

او درباره کتاب خود گفته است: من شخصیت های کتاب خود را بر اساس نظر خود و اهمیت و جایگاه افراد به ترتیب آورده ام (به این صورت که فرد اول از شخصیت دوم والاتر و مهم تر است).

کسانی به او گفتند: تو مسیحی هستی. چه شده است که محمد صلی الله علیه وآله، پیامبر مسلمانان را در ترتیب شخصیت های کتاب خود بر حضرت عیسی علی نبینا وآله وعلیه السلام مقدم داشتی؟

پاسخ داد: من اهمیت پیامبر اسلام را در دو چیز می دانم که او را بر حضرت عیسی که به او ایمان داشته و از او پیروی می کنم مقدم می دارد، چراکه محمد [صلی الله علیه وآله] دو امتیازی دارد که حضرت عیسی از آن برخوردار نیست:

1. محمد توانست در روزگار خویش اندیشه خود را به مرحله عمل درآورد و اجرایی کند، ولی عیسی به این هدف دست نیافت؛

2. محمد در طول تاریخ، قدرتمندانه روح قدرتمند خود را در کالبد پیروان خود دمید. از این رو هرگاه سستی در اسلام رخنه کند مردمانی برخواسته و جانی جدید در آن می دمند و لذا اسلام هرگز سست و بی رمق نمی شود. بنابراین عیسی بن مریم و پیروان ایشان از این مزیت برخوردار نیستند.

ایشان ادامه دادند: من می گویم نویسنده کتاب یادشده نمی داند در هر قرن اتفاق جدیدی برای اسلام رخ می دهد و آن را روزآمد می کند.

مرجع عالیقدر تأکید کردند: امروزه برای همگان، به ویژه شما و تمام مؤمنان و فرهیختگان ساکن غرب، مخصوصاً لندن که مرکز تصمیم گیری و تعیین کننده در عرصه جهانی به شمار می رود میدان عمل باز و فرصت فراهم است. شما و دیگر مؤمنان فرهیخته رسول الله صلی الله علیه وآله، امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها و دیگر امامان معصوم علیهم السلام را دارید، از این رو شما و سایر مؤمنان می توانید بر پایه عمل به دو «نه» و یک «آریِ» پیش گفته در راه اصلاح و تغییر بکوشید و بدانید که نتیجه خواهید گرفت.

علی رغم وجود تمام گونه های مشکلات و گرفتاری و موانع و نابسامانی ها انسان نباید ناامید شود و همینطور نباید در امور به ویژه امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی دچار سرگردانی و تحیر گردد. دیگر بایسته این است که انسان مشکلات و گرفتاری های حال و پیش رو یا غیر منتظره و حتی گرفتاری هایی را که هنوز پیش نیامده است تحمل و بر خود هموار کند.

بنابراین، هرکس به زیور «نه» گفتن به سختی ها و نومیدی ها و «آری» یعنی پذیرش مشکلات آراسته شود، حتماً فردی موفق است، و در غیر این صورت همانند میلیون ها و میلیاردها انسانی خواهد بود که به دنیا می آیند و بدون انجام کار مفیدی از دنیا می روند، گویی نام و اثری از آنان نبوده است.

آن گاه روزنامه نگار بحرینی ضمن بیاناتی به مرجع عالیقدر گفت: من نخستین بار در نوزده سالگی به همراه جمعی از جوانان بحرینی در این بیت، مرجع راحل (حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی قدس سره) را ملاقات کردم. ایشان طی سخنانی برای ما و دوستانمان مطلبی را بیان فرمودند که عبارتی از آن را همچنان در ذهنم دارم و هماره می کوشم بدان عمل کنم. ایشان فرمودند: شما جوانان در ابتدای زندگی هستید و راهی سخت و پر از خار و خاشاک و ناهموار، یعنی راه جهاد و کوشش و تلاش در پیش دارید. پس هرکدام از شما وارد این راه می شوید خود را برای پنجاه سال فعالیت همراه با مشکلات و زندان و آوارگی و حتی بی نتیجه آماده کند و در غیر این صورت وارد این عرصه نشود. این سخن حضرتعالی بیانات آن مرحوم را به یادم می آورد.

مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در پاسخ فرمودند: واقع و حقیقت زندگی همین است. قرآن کریم موارد فراوانی از خدای متعال نقل کرده است که می فرماید: «أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ؛ بیشتر آن ها تعقل نمی کنند».

این فرموده قرآن کریم از آن جهت است که مردم بلندپروازانه دست به کار می شوند، اما در میانه راه باز مانده، منحرف شده، دچار نومیدی و سرگردانی می شوند.

معظم له افزودند: ما باید از رسول خدا صلی الله علیه وآله الگو بگیریم و بدو اقتدا کنیم و از ایشان بیاموزیم و بدانیم که آن حضرت مورد آزار و دشنام مشرکان قرار گرفتند و مشرکان حضرتش را کتک زدند و با باران سنگ بدن شریف ایشان را خونین کردند و بنا به برخی روایات، آن حضرت بر اثر سنگ پرانی مشرکان از سر مبارک تا پای ایشان خون روان شد. با این حال، رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله آنان را مورد گلایه قرار نداد و متعرض هیچ یک از آنان نشدند، بلکه هماره به درگاه خدای سبحان عرض می کردند: «اللهم اهد قومی فإنهم لا یعلمون؛ بارالها، قوم مرا هدایت فرما که نادان هستند».

من همیشه بر جوانان و فعالان تأکید کرده، می گویم: شما وظیفه دارید که از وقت خود استفاده کنید و آن را حتی به مقدار پاسخ به کسی که به شما بدی کرده است تباه ننمایید و وظیفه خود را حتی نسبت به آنان نادیده نگیرید و هدایت آنان را از خدا بخواهید.

مرجع عالیقدر فرمودند: امیرمؤمنان علیه السلام نیز همانند رسول خدا صلی الله علیه وآله عمل می کردند. به عنوان مثال حضرت علی علیه السلام در زمان حکومت ظاهری خود بر ده ها کشور با تقسیمات جغرافیایی امروزی، با مردی از خوارج مواجه شدند. آن خارجی خطاب به حضرتش گفت: «قَاتَلَهُ اَللَّهُ کَافِراً مَا أَفْقَهَهُ؛ خدایش کافر بمیراند، چه دانشی دارد».

همراهان آن بزرگوار بر آن شدند که او را بکشند، ولی حضرت مانع کار آنان شدند و حتی اجازه ندادند که اطرافیان او را به سخن نکوهش کنند چه رسد به اینکه او را بازداشت کنند و یا بزنند. آن گاه امام علیه السلام فرمودند: «رُوَیْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ؛ آرام گیرید، دشنامی بوده است که پاسخ آن دشنام یا چشم پوشی از یک گناه است».

حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله سخنان خود را این گونه به پایان بردند و فرمودند: اگر این عبارت امیرمؤمنان علیه السلام که فرمودند: «سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ» را در یک کفه ترازو قرار دهند و همه عظمت و بزرگی را در کفه دیگر بگذارند، باز کفه سخن امیرمؤمنان علیه السلام سنگین تر می شود و رجحان دارد. این همان چیزی است که باید جهانیان از آن آگاهی یابند. ما نیز باید همان گونه عمل کنیم و به حضرتش اقتدا و از سیره اش پیروی نماییم. روشن باشد که توفیق و عظمت همین است. بنابراین بایسته و شایسته است که وقت خود را در مسائل پیش پا افتاده و برای مقابله با آزارها و گفتارهای ناهنجار تلف نکنیم.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG