بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً برَحْمَتِک یا أَرْحَمَ الرّاحِمین
  سه‌شنبه 25 تیر 1398
بروز شده: 25 تیر 1398
 
  کد خبر: 8916       تاریخ انتشار: 13 خرداد 1398 - 28 ماه رمضان 1440









 









 

در محضر مرجعیت
سلسله جلسات علمی حضرت آیت الله العظمی شیرازی در ماه مبارک رمضان (جلسه نوزدهم)


 
طبق رسم دیرینه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شبهای ماه مبارک رمضان، جلسات علمی معظم له و علمای اعلام، مدرسین حوزه علمیه، فضلا و طلاب علوم دینی در بیت ایشان برگزار شد.
 
جلسه نوزدهم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، والصلاة والسلام علی محمد وآله الطاهرین.
 
جماعت در نماز عید

در ابتدای جلسه یکی از فضلا سؤال کرد: نماز عید فطر اگر مستحب است چطور به جماعت خوانده می شود؟

حضرت آیت الله العظمی شیرازی دام ظله فرمودند: دلیل خاص داریم که نماز مستحب به جماعت خوانده نمی شود مگر نماز استسقاء. از جمله ادله آن: نهی حضرت رسول و نیز امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما از نماز تراویح است که روایات عامه نیز آن را نقل کردند.

بحثی که بین فقها هست این است که اگر نمازی در زمان حضور معصوم علیه السلام واجب است اما در زمان غیبت حضرت واجب نیست مانند نماز عید فطر و قربان، آیا جایز است به جماعت خوانده شود یا نه؟

مشهور فرمودند: جایز است به جماعت خواندن آن، و از جمله به سیره متشرعه استناد کردند. اما نمازهای مستحب دیگر حتی اگر نذر بشود نمی توان آن را به جماعت خواند. زیرا خود نماز مستحب با نذر واجب نمی شود بلکه اتیانِ آن واجب می شود، و لذا لوازم نماز واجب را ندارد. مثلاً اگر نماز شب را نذر کند، اتیان به آن واجب می شود اما در عین حال که واجب است می تواند نشسته بجا آورد.

نماز عید غدیر

یکی از آقایان سؤال کرد که آیا نماز عید غدیر را می توان به جماعت خواند؟

معظم له فرمودند: این مسأله در عروه مطرح شده و محل خلاف است. خود صاحب عروه می فرماید: جایز نیست به جماعت خواندن آن. در فصل 45 در کتاب الصلاة: فی الجماعة مسأله2: (لا تُشرع الجماعة فی شیء من النوافل الاصلیة وإن وجب بالعارض بنذر أو نحوه حتی صلاة الغدیر علی الأقوی).

جماعتی نیز از جمله مرحوم میرزا عبدالهادی شیرازی فرمودند: جایز است به جماعت خواندن نماز عید غدیر بلکه افضل است. و در اینجا بحث دیگری نیز هست که آیا نماز غدیر، همان نماز عید فطر و أضحی است یا نماز دیگری است؟

نیت در نماز میت

یکی از آقایان سؤال کرد: با توجه به اینکه نماز میت در واقع نماز نیست، نیّت آن چگونه است؟

معظم له فرمودند: نیّت آن همان عنوان نماز میت است، و نماز میت مجازاً نماز است. وگرنه در واقع نماز نیست زیرا (لا صلاة الا بفاتحة الکتاب)، (لا صلاة الا بطهور). و در نماز میّت طهور شرط نیست و فاتحة الکتاب خوانده نمی شود، چنانچه رکوع و سجود نیز ندارد. (صلاة) در لغت اعم از این ارکان مخصوصه است و شامل نماز میّت نیز که یک نوع دُعاست می شود.

پیش پرداخت ارث

یکی از آقایان پرسید: گاهی پدر از باب دلسوزی بر دختر، قبل از فوتش سهم الارث او را می دهد، وجه شرعی این کار چیست؟

معظم له فرمودند: در فرض مذکور، پرداخت مال بعنوان ارث صحیح نیست. زیرا ارث بعد از موت است. و اگر در زمان حیات چیزی را بدهد به عنوان هبه و هدیه خواهد بود و باید شرائط هبه از جمله قبض، تام باشد.

بنابراین چنین کاری موجب نمی شود که آن دختر بعد از موت، از پدرش ارث نبرد، زیرا ارث حکم شرعی است و حق نیست که قابل اسقاط باشد. اما ممکن است بگوییم این را پدر به عنوان هبه معوّضه به دختر بدهد بگوید: این مال را به تو می دهم به شرط آنکه بعد از مُردنم سهم ارث خود را به بقیه ورثه ببخشی. و اشکال (اسقاط ما لم یجب) یعنی (ما لم یثبت) پیش نمی آید، زیرا (العقود تابعة للقصود) که قاعده متسالم علیهاست حتی اگر لفظ هبه را پدر نگوید اما چنانچه واقعش همین باشد کافیست، یعنی در ارتکازش این باشد اگر چه این ارتکاز مورد التفات نباشد.

یکی از آقایان گفت: حال چنین شرطی واجب الوفاء است؟

معظم له فرمودند: بله. هم وجوب تکلیفی دارد و هم وجوب وضعی. به این معنی که اگر قبول نکرد حاکم شرع او را مجبور به وفای به شرط می کند زیرا (الحاکم ولیّ الممتنع).

حاکمیت فقیه

یکی از حضّار پرسید: حضرتعالی در مسأله آخر رساله عملیه خود فرمودید: امام عصر علیه السلام حق حاکمیت را با توقیع شریف «فإنهم حجّتی علیکم وأنا حجة الله علیهم» به مجتهدان جامع الشرائط احاله فرمودند. آیا لازمه اش شرعی بودن حکومت فقیه است؟

معظم له فرمودند: مقصود از حاکمیت، تشکیل حکومت نیست. بلکه به همان معنای قضاوت است که حضرت فرمودند: انّی قد جعلته حاکماً.

ارجاع جهیزیه

سؤال دیگری مطرح شد: پدری که به دختر جهیزیه می دهد ملک او می شود حال اگر این دختر زندگی نکرد و دوباره به خانه پدر برگشت، پدر حق دارد جهیزیه را از او پس بگیرد؟

معظم له فرمودند: اگر به عنوان هبه و هدیه به دخترش داده و به نحو مطلق بوده که حتی اگر جدا شود و برگردد، و هدیه را به قبض او رسانده باشد این تملیک است. زیرا هدیه و هبه و صدقه شرعاً ملکیت نمی آورد مگر با قبض.

بله اگر قصد پدر مشروط بوده به اینکه جهیزیه را به دختر می بخشد تا زندگی کند و اگر زندگی نکرد و به خانه پدر برگشت، جهیزیه به ملک پدر ارجاع شود، در این صورت تملیک مطلق نبوده، و به جهت مشروط بودن آن، حق دارد از او پس بگیرد.

این شرط ممکن است در اتکاز باشد، حتی اگر وقت عقد، التفاتی به این ارتکاز نداشته باشد، چنانچه به قول مرحوم شیخ، خیار عیب ارتکازی است، حتی اگر ده سال تخم مرغ می خریده و همیشه سالم بوده حال اگر یکبار فاسد درآمد، حق خیار دارد، زیرا شرط صحّت و سالم بودن، ارتکازی است.

قبض صدقات

به مناسبت اینکه معظم له فرمودند: در صدقه، قبض شرط است تا ملکیت بار شود، یکی از آقایان سؤال کرد: صندوق های صدقات که گاهی مؤسسات خیریه به افراد می دهند تا در خانه خود بگذارند، آیا پولی که در آن صندوق می ریزند، در حکم قبض است؟

معظم له فرمودند: چنانچه مرحوم شیخ در مکاسب فرمودند: (قبض کل شیء بحسبه). و برداشت بنده این است که اگر کلید این صندوق به دست خود آن مؤسسه خیریه و مانند آن باشد و شخص نتواند پولی که در صندوق انداخته بردارد، ظاهراً عرفاً در حکم قبض است، بنابراین اگر قبل از تحویل صندوق به آن مؤسسه، آن شخص از دنیا برود، پول های داخل صندوق ملک او نیست تا تملیک ورثه شود بلکه برای همان مؤسسه خواهد بود.

اما اگر کلید صندوق به دست خود شخص باشد، معلوم نیست با صرف پول انداختن داخل صندوق، قبض صدق کند. بله این کار نوعی عزل است. و دلیل عامی نداریم که به صرفِ عزل، مال از ملکِ شخص خارج شود. مگر در موارد خاصی که دلیل خاص بر خروج ملک با عزل، دلالت دارد.

حج تمتع و سایر دیون

مسأله دیگری که یکی از آقایان مطرح کرد: اگر شخصی حج تمتع بر ذمه اش بوده و نرفته و از طرفی مدیون می باشد و از دنیا برود چنانچه ماترک او کافی برای هر دو نباشد، در این صورت تکلیف چیست؟

معظم له فرمودند: قول معروف این است که مطلقاً حق الناس مقدم بر حق الله است الا ما خرج بالدلیل. اما در عروه حاشیه داریم که مطلقاً معلوم نیست حق الناس مقدم باشد، بلکه تزاحم است و در تزاحم اگر اهمیت احد المتزاحمین محرز بود یا محتمل الاهمیة باشد دون الآخر (بنابر اینکه محتمل الاهمیة نیز مانند معلوم الاهمیة یجب تقدیمه، چنانچه جماعتی از جمله میرزای نائینی فرمودند) باید آن را مقدم کرد، و اگر اهمیت یا احتمال اهمیت در احدهما محرز نبود، تخییر خواهد بود.

سفر صید حرام

سؤال شد: سفر برای صید حرام است و روزه واجب و نماز تمام است، حال چنانچه برای تفریح سفر برود و در ضمن، صید نیز بکند حکمش چیست؟

معظم له فرمودند: مقصود از سفر صید حرام کاری است که ملوک و پادشاهان ظالم می کردند. اما اگر شخصی برای تفرّج و تفریح سالم سفر رفته و در ضمن صیدی نیز بکند، مشمول سفر صید حرام نمی باشد، بنابراین نمازش قصر و روزه اش ساقط می شود.

ملاک کثیر السفر

سؤال دیگری که یکی از آقایان مطرح کرد: ملاک کثیر السفر چیست؟

معظم له فرمودند: کسی که عادةً ده روز در یکجا نمی ماند کثیر السفر است. و از اطلاق روایت دشتبان، چنین استظهار می شود که اولاً باید کار او یک جریان مستمر باشد، نه تنها برای یک یا دو بار، اتفاق بیفتد، و ثانیاً تعدد سفرش از یک ماه کمتر نباشد، یعنی لا اقل در طول یک ماه بخواهد مکرر سفر کند، و الا اگر یک ماه کمتر باشد، کثیر السفر نیست.

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
 
صفحه اصلی نسخه مناسب چاپ ارسال به دوستان ذخیره نشانی
فرستنده Email
نظر شما
کد امنیتی
 

نظرات کاربران: (0 نظر)
 
 
به اهتمام مؤسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله
بیت مرجع عالیقدر: قم مقدس، خيابان انقلاب، كوچه 6
Powered by: Parseh ITG